دانستنیها
1398/12/17 13:01

طنزیاتی برای دوران خانه‌نشینی کرونایی

طنز در قالب حکایت، مطبوعات و شعر همواره یکی از اولویت‌های نخست همگان به خصوص علاقمندان به کتاب و مطالعه است، حتی کسانی که در خود حوصله و علاقه‌ای به مطالعه نمی‌بینند در مواجهه با طنز پاگیر شده و ناخودآگاه به سوی آن جذب می‌شوند.

 

 

طنزنویسی البته در ایران آنگونه که باید و شاید به واسطه بسیاری عوامل اجتماعی و سیاسی به موازات دیگر زمینه ها رواج و توسعه نداشته است، اما بسیاری از آثاری که در این حوزه خلق شده اند بی شک از نظر کیفی قابل دفاع و ارزش هستند.

 

رفوزه‌ها

اخبار,اخبار فرهنگی وهنری,طنزیاتی برای دوران خانه‌نشینی کرونایی

 

رفوزه ها؛ کارنامه شعری ابوالفضل زرویی نصرآباد (ملانصرالدین) در طول بیست و یکی- دو سال اخیر است که به او عبیدزاکانی طنز معاصر هم می گویند. زرویی اصولاً طنزپرداز کم کاری است و به کیفیّت بیشتر از کمیّت بها می دهد. از همین رو خوانندگان آثارش می دانند آنچه از او منتشر می شود، قبل از نشر، بارها از صافی ذوق سخت گیر او گذشته است و شاید از همین رو به سختی می شود از اشعارش گلچین کرد.

 

این مجموعه تقریباً دربردارنده همه طنز سروده های زرویی است؛ از «با معرفت ها» و «اصل مطلب» گرفته تا اخوانیات و اشعار.

 

بسیاری معتقدند شعر نوهای طنز زرویی (قالبی که او پس از انقلاب، احیا و ترویج کرد) به شدت بر نگاه و زبان شعر نو و نیمایی معاصر تأثیر گذار بوده است.

 

این کتاب شامل فهرست زیر است: حکایت، از هر دری، اخوانیات، خودمانی ها و اصل مطلب

 

این کتاب ۴۳۴ صفحه دارد و توسط انتشارات نیستان چاپ شده بود.

 

خاطرات حسنعلی خان مستوفی

اخبار,اخبار فرهنگی وهنری,طنزیاتی برای دوران خانه‌نشینی کرونایی

 

اثری از ابوالفضل زرویی نصرآباد با نام خاطرات حضرت استادی سِر پروفسور حَسَنعلی خان مستوفی. اثری طنز در باب اندیشه و فکر و سیاست و هر آنچه که زرویی در خلال سال‌های زندگی خود دست‌مایه‌ای برای نگاه طنزآمیز به آن یافته است.

 

زرویی در این اثر دست به خلق دو شخصیت خیالی با عناوین حسنعلی خان مستوفی و میرزا حسین پیشکار زده است، که یکی به تقریر و بازگویی خاطرات دیگری مشغول است و جالب اینجاست که هر دو نیز از اساس وجود خارجی ندارند.

 

هنر زرویی در این اثر را می‌شود در ابعاد مختلفی جستجو کرد. از سویی او در این اثر به روایت و زبانی کلاسیک – به سبک ادبیات دوران قاجار

 

برای بیان خاطرات حسنعلی خان دست زده است. روایتی که می‌شود رد پای آن را در آثار متفاوت و بکری همچون روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه جست و البته زرویی با زیرکی تمام با حفظ ساختار زبانی این خاطرات در این سبک روایی؛ از برخی عبارات و اصطلاحات قدیمی و ناملموس قجری پرهیز کرده و با عبارات و اصطلاحات رایج که به حد لزوم به آن افزوده شده است به این متن نمک و جذابیت زیادی بخشیده است.

 

نکته جذاب دیگر این طنز را می‌توان در نمایش استادانه طنز تلخ در آن جست.

 

هر چند حسنعلی خان و کاریزمای اعجاب‌برانگیز شخصیت او که توسط زرویی در این متن آورده شده، در این کتاب به راحتی خواننده را راضی می‌کند؛ اما هنر زرویی در واقع ترسیم واقعیت‌هایی دراماتیک و تلخ از رفتارهای سیاسی و اجتماعی ایرانیان در طول سال‌های متمادی است که او با وارونه جلوه دادنش گویی سعی داشته به آن طعنه بزند.

 

ماجرای دعوت و خاکساری رضا شاه پهلوی از حسنعلی خان برای شرکت در مراسم تاجگذاری وی و نیز مقدمه خودنوشت این کتاب که در آن شرح توصیفات شخصیت‌های مختلف سیاسی از این چهره است؛ می‌تواند گواهی بر این حقیقت باشد که زرویی در این کتاب حقیقت شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران را در طول تقریبی یک صده، به زیر ذره بین خود برده است.

 

خاطرات حضرت استادی سِر پروفسور حَسَنعلی خان مستوفی از سوی دیگر و فراتر از این مباحث عرصه‌ای برای نمایش اطلاعات و نگاه جامع نویسنده‌اش در ورود به لایه‌های زیستی اجتماع پیرامون خودش نیز هست. زرویی در این کتاب و در قالب روایت طنز خود از خاطرات حسنعلی خان به تمامی گونه‌ها و تیپ‌های اجتماعی و پدیده‌های فرهنگی پیرامونش به فراخور موضوع سرک کشیده و با بیانی جامع از نوع نگاه ایرانیان به آن شخص یا پدیده با زیرکی پرده برداشته است. حضور و دیدار با چارلی چاپلین، هیتلر، آندره مالرو, برشت و صادق هدایت و نیز شرح موضوعاتی مانند نحوه ورود موسیقی به ایران و یا بررسی بنیان فرهنگستان در ایران، مصداقی قابل توجه بر این مدعی است.

 

در بخشی از این اثر می خوانیم: «چگونه اینشتین به آمریکا رفت؟

 

«کمتر کسی به میزان مودت و دوستی میان مرحوم «آندره ژید» و مرحوم «اینشتین» آگاه است. از این دو، یکی در سال ۱۹۲۱ به اخذ جایزه نوبل در رشته فیزیک نائل شد و دیگری در سال ۱۹۴۷ جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد. احتمالاً اواسط سپتامبر ۱۹۳۳ بود که تلگرافی از «آندره ژید» به دستم رسید ]تاریخ مندرج بر متن تلگراف، این است: هشتم سپتامبر ۱۹۳۳٫ توضیح از حقیر بی‌مقدار، میرزا حسین پیشکار [آن روزها، این بنده برای انجام برخی مذاکرات در ایالات متحده بودم.] متن تلگراف چنین بود:

 

دوست عزیز، لابد متأثر خواهید شد اگر بگویم دوست مشترک‌مان اینشتین در خطر است. او را برای اقامت به فرانسه دعوت کرده‌ام ولی او پاریس را برای اقامت امن نمی‌داند. به هم‌فکری شما نیاز مبرم دارم. ارادتمند؛ ژید.»

 

برای روشن شدن ذهن خواننده گرامی، ناچارم عرض کنم که از پاییز ۱۳۱۲ هجری شمسی (۱۹۳۳ میلادی) امواج ضد یهود در آلمان هیتلری شدت گرفت و همین امر موجب مهاجرت بسیاری از یهودیان به کشورهای دیگر شد.

 

بنده همان‌طور که قبلاً عرض کردم و شاید بعدها نیز به مناسبتی از آن یاد کنم، با مرحوم هیتلر مختصر آشنایی داشتم و زمینه وساطت برای تأمین جانی و اقامت مرحوم اینشتین در آلمان فراهم بود اما به واسطه فراگیر شدن دامنه جنگ، بمباران‌ها و کشتارهای جمعی، چنین وساطتی را به صلاح نمی‌دیدم. همان روز برای «اینشتین» تلگرافی فرستادم که حاوی سه پیشنهاد بود:

 

 فراهم کردن زمینه مهاجرت ایشان به ایران

 

انتقال ایشان به ایالات متحده

انتقال ایشان به انگلستان و فراهم ساختن امکان تدریس ایشان در دانشگاه «منچستر» (و البته این پیشنهاد آخر، پس از مذاکره با دوستم مرحوم «ارنست رادرفورد» که احتمالاً بعدها، مفصل‌تر درباره او خواهم گفت، ارائه شد.

 

مرحوم اینشتین در جواب، با اظهار اشتیاق بسیار برای مهاجرت به ایران، افزوده بود که باتوجه به وجود امکانات پژوهشی مناسب‌تر، گزینه دوم را که انتقال به ایالات متحده آمریکا بود، ترجیح می‌دهد...»

 

چه کردند ناموران

اخبار,اخبار فرهنگی وهنری,طنزیاتی برای دوران خانه‌نشینی کرونایی

 

چه کردند ناموران اثر کاوه میرعباسی از انتشارات افق، ۲۰ روایت طنز از سرگذشت انسان‌هایی است که به برکت نبوغ یا خباثت خود به شهرت رسیده‌اند و از آنجاکه نصف بیشتر مطالب این کتاب خالی‌بندی است، مطالعه آن حتی به کسانی که حوصله ندارند زندگی نامه بخوانند، توصیه می‌شود.

 

این کتاب در دو بخش تنظیم شده است که در بخش اول به نام چه کردند ناموران داستانهایی چون صد رحمت به ببر، از جنگ پلوپونزی تا سوسمار، یافتم!یافتم!، تعارف توکیویی، دو صد گفته و نیم‌کردار، معمای دستها، آفتاب آمد دلیل آفتاب، مادر فرانکنشتاین، از سبیل چخماقی حذر کن، باجناق لویی آراگون روایت می‌شود.

 

در بخش دوم که این مردمان خبیث نام دارد ۱۰ داستان به نامهای تقصیر مارکی دوساد بود، قلبهای تنها، در تعقیب ریش آبی، دلقک بازی بسه جان وین، در خدمت پزشکی، رقص خون آشامان، سکوت دره‌ها، غریبه و مهتاب، فقط دو بار برج ایفل را می‌فروشید، همه چیز برای فروش آورده شده است.

 

در این کتاب داستان هایی اغلب آشنا از زندگی دانشمندان، هنرمندان، ادیبان، پادشاهان و ستمگران معروف تاریخ با دستمایه طنز روایت می‌شود و نویسنده سعی داشته با چاشنی طنز ضمن روایت یک داستان، اطلاعات تاریخی را هم به خواننده منتقل کند. گرچه نویسنده برای کتاب خود گروه سنی مخاطب تعیین نکرده ولی نثر داستانها به گونه‌ای است که بیشتر مخاطب نوجوان و جوان جذب آنها می‌شود.

 

نظرات

نظر شما
نام :
پست الکترونیکی :
وب سایت :
متن :

تصویر :

برچسب ها : 
تماس با ما
  • آدرس : فروشگاه مرکزی: تهران، بین فلکه اول و دوم صادقیه، بازار بزرگ طلا و جواهر شبنم پلاک   5
  • تلفن :   44229807  و 44263802  و 44263801
  • آدرس : فروشگاه شماره 1 : بین فلکه اول ودوم صادقیه جنب بانک اقتصاد نوین پلاک  1138
  • تلفن  :   442​41800  و  442420​06
  • آدرس دفتر : تهران، فلکه دوم صادقیه، برج تجاری،اداری گلدیس، طبقه ​سیزدهم، واحد 1305
  • تلفن  :  44288285  و  44288501
نماد اعتماد الکترونیکی

نماد اعتماد الکترونیکی

نماد ساماندهی

logo-samandehi

نماد کسب و کارهای مجازی

نماد ssl

نماد انجمن صنفی کسب و کار